به گفته مت کول، مدیرعامل شرکت مدیریت دارایی استرایو، افزایش پایدار بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانهداری ایالات متحده به سمت ۵.۲۵٪ تا ۵.۸۵٪ میتواند واشنگتن را به مداخله تهاجمیتر در بازار بدهی وادار کند و احتمالاً فشار را از هزینههای استقراض دولت به دلار منتقل کند.
استدلال کول بازار خزانهداری را به جای عملکرد کوتاهمدت قیمت بیتکوین، در مرکز آزمون کلان اقتصادی بعدی برای داراییهای دیجیتال قرار میدهد. با کسری بودجه فدرال نزدیک به ۱.۸ تریلیون دلار، یا تقریباً ۶٪ از تولید ناخالص داخلی در چارچوبی که او توصیف کرد، نرخهای بهره بلندمدت بالاتر هزینههای وام مسکن، هزینههای بهره فدرال و فشار تأمین مالی در سراسر اقتصاد را افزایش میدهد.
بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانهداری حدود ۴.۶۴٪ ذکر شده است که قبلاً به خوبی بالاتر از محدودهای است که بخش عمدهای از دوره پس از ۲۰۰۸ را تحت سلطه داشت. کول ۵.۲۵٪ را به عنوان یک محرک خودکار برای مداخله توصیف نمیکند. در عوض، او محدوده ۵.۲۵٪–۵.۸۵٪ را به عنوان نقطهای میبیند که پیامدهای سیاسی و مالی بازدهیهای بالاتر میتواند برای سیاستگذاران تحملناپذیر شود.
این سناریو مقامات را با انتخابی ناخوشایند مواجه میکند: پذیرش هزینههای استقراض بلندمدت بالاتر در میان کسریهای پایدار، یا اتخاذ اقداماتی با هدف جذب عرضه خزانهداری و مهار بازدهیها. کول انتظار دارد که مسیر دوم میتواند شامل دلار ضعیفتر باشد اگر سیاست مالی به طور عمده بدون تغییر باقی بماند.
کسریها علیرغم اقتصاد قوی همچنان بالا باقی ماندهاند.
استنلی دراکنمیلر، مدیر صندوق پوشش ریسک و رئیس و مدیرعامل دفتر خانواده دوکین، مورد مشابهی درباره مسیر مالیاتهای دولت ایالات متحده مطرح کرده است. دراکنمیلر استدلال کرده است که موقعیت مالی غیرقابل تحمل است زیرا کسریها به طور غیرمعمول بزرگ باقی ماندهاند در حالی که شرایط اشتغال نسبتاً قوی است و تورم به طور کامل به هدف فدرال رزرو بازنگشته است.
به نظر او، کسریهای بزرگ در دورههای استرس اقتصادی راحتتر توضیح داده میشوند تا کسریهایی با این مقیاس در دوران اشتغال تقریباً کامل. نگرانی این است که دولت وارد رکود بعدی، بحران یا شوک بزرگ هزینهای با ظرفیت مالی کمتری نسبت به چرخههای قبلی شود.
دراکنمیلر همچنین به هزینههای مستمری، از جمله تأمین اجتماعی و مراقبتهای بهداشتی، به عنوان منبع اصلی فشار بودجه آینده اشاره کرده است. این برنامهها از حمایت سیاسی گستردهای برخوردارند و تغییرات ساختاری در هزینهها را برای هر یک از احزاب سیاسی بزرگ در طول یک کمپین انتخاباتی دشوار میسازد.
کول مانع را به طور مشابه در اصطلاحات سیاسی توصیف کرد. او گفت که هیچ یک از احزاب اصلاحات حقوقی را به عنوان یک مسئله مرکزی انتخاباتی مطرح نکردهاند و عملیات تأمین مالی خزانهداری و سیاست فدرال رزرو به عنوان ابزارهای فوریتر برای مدیریت فشار رو به افزایش در بازار اوراق قرضه باقی ماندهاند.
او همچنین به وزارت کارایی دولت، معروف به DOGE، به عنوان شواهدی از محدودیتهای ابتکارات کاهش هزینهها اشاره کرد. ارزیابی کول این بود که این تلاش به طور مادی جهتگیری قرضگیری فدرال را تغییر نداد و کسریها همچنان افزایش یافتند.
بخش بلندمدت بازار خزانهداری با فشار خاصی مواجه است.
نگرانی در خزانهداریهای بلندمدت متمرکز است، جایی که بازدهها انتظارات برای تورم، کسریهای مالی، قرضگیری آینده و جبران خسارتی که معاملهگران برای نگهداری بدهی در طول سالها میخواهند را منعکس میکنند.
کول اشاره کرد که فدرال رزرو حدود ۱.۶ تریلیون دلار اوراق قرضه خزانهداری با بیش از ۱۰ سال باقیمانده تا سررسید را در اختیار دارد. او این مقدار را حدود ۲۸٪ از بازار خزانهداری در آن محدوده سررسید تخمین زد. چنین موقعیت بزرگی در بخش رسمی به این معناست که تصمیمات بانک مرکزی درباره سرمایهگذاری مجدد، کاهش ترازنامه یا خریدهای جدید میتواند بر بخش نسبتاً محدودی از بازار تأثیر بگذارد.
خزانهداری ایالات متحده همچنین برنامههای بازخرید بدهیهای ۱۰ تا ۳۰ ساله را افزایش داده و اندازه این عملیات را دو برابر کرده است و اعلام کرده که برنامه میتواند گسترش یابد. بازخریدهای خزانهداری شامل بازخرید اوراق بهادار موجود توسط دولت است که میتواند نقدینگی بازار را بهبود بخشد و عرضه موجود از سررسیدهای خاص را تغییر دهد.
کول استدلال کرد که این افزایش نشاندهنده حساسیت رسمی به افزایش بازدههای بلندمدت است، اگرچه او گفت که مقیاس برنامه به اندازه کافی بزرگ نیست که به تنهایی روند گستردهتر را معکوس کند. بازخریدها میتوانند عملکرد بازار را هموار کنند، اما نیاز اساسی دولت به انتشار بدهی جدید برای تأمین مالی کسریها را از بین نمیبرند.
پاسخ قویتر، در سناریوی کول، میتواند شامل بازخریدهای بزرگتر، انتشار بیشتر اوراق خزانهداری کوتاهمدت به جای یادداشتها و اوراق قرضه بلندمدت، استفاده از حساب عمومی خزانهداری یا گسترش ترازنامه فدرال رزرو باشد. مورد آخر شامل خرید داراییها توسط فدرال رزرو، احتمالاً شامل خزانهداریها، با ذخایر تازه ایجاد شده بانک مرکزی است.
چنین سیاستهایی میتواند فشار صعودی بر بازدههای بلندمدت را کاهش دهد، اگرچه آنها همچنین سوالاتی را در مورد اینکه آیا سیاست پولی برای تطبیق کسریهای مالی استفاده میشود، دعوت میکنند. فدرال رزرو به طور سنتی تأکید کرده است که خرید داراییهای آن برای حمایت از اهداف سیاست پولی و عملکرد بازار است و نه تأمین مالی مستقیم هزینههای دولت.
دلار ضعیفتر در مرکز سناریوی کول قرار دارد.
تز کول این است که محدود کردن بازدههای بلندمدت بدون پرداختن به کسری، برخی از تنظیمات را به ارز منتقل میکند. اگر بازارها نتیجهگیری کنند که بازدههای اسمی خزانهداری زیر سطحی نگه داشته میشوند که برای جبران تورم و ریسکهای مالی لازم است، دلار ممکن است با فشار فروش مواجه شود.
او گفت که حرکت شاخص دلار آمریکا به محدوده ۶۰ تا ۷۰ ممکن است، سطحی که به پایینترین نقاط دیده شده در تاریخ مدرن شاخص نزدیک میشود. شاخص دلار در مواد زیرین استدلال او نزدیک به ۹۸.۹ ذکر شده بود، بسیار بالاتر از آن محدوده پیشنهادی اما پایینتر از اوجهای قبلی.
پیشبینیهای ارز ذاتاً نامطمئن هستند، به ویژه به این دلیل که ارزش دلار به شرایط نسبی در اروپا، ژاپن، چین و دیگر اقتصادهای بزرگ و همچنین سیاست ایالات متحده بستگی دارد. مورد کول بر ترکیب خاصی از رویدادها استوار است: عدم تعادلهای مالی ادامه دارد، بازدههای بلندمدت به شدت افزایش مییابند و سیاستگذاران با محدود کردن آن بازدهها پاسخ میدهند به جای پیگیری کاهش هزینههای گسترده یا تغییرات درآمدی.
بیتکوین در آن سناریو به طور برجستهای حضور دارد زیرا برنامه انتشار آن در پاسخ به شرایط مالی تغییر نمیکند. کول استدلال کرد که دوره طولانی ضعف دلار همراه با مدیریت بازده میتواند علاقه به داراییهای کمیاب، از جمله بیتکوین را افزایش دهد.
او همچنین عرضه ثابت بیتکوین را با بخشهایی که تحت تأثیر پیشرفتهای سریع در هوش مصنوعی قرار دارند مقایسه کرد. کول گفت که هوش مصنوعی میتواند عرضه برخی محصولات و خدمات را افزایش دهد یا مزایای شرکتی را در بخشهایی از صنعت فناوری کاهش دهد، در حالی که حداکثر عرضه بیتکوین بدون تغییر باقی میماند.
استرس بازار اوراق قرضه زمانبندی را شکل میدهد.
جذابیت دراکنمیلر برای «اجازه دادن به بازار اوراق قرضه برای صحبت کردن» با رویکرد سیاستی که بر سرکوب بازدهها متمرکز است، متفاوت است. اجازه دادن به افزایش بازدهها میتواند با گرانتر کردن قابل مشاهده وامگیری، انضباطی بر سیاست مالی تحمیل کند، اما همچنین میتواند به سرعت از طریق وامهای مسکن، تأمین مالی شرکتی، ارزیابیهای سهام و هزینههای بهره دولت گسترش یابد.
کول انتظار دارد که این سرریزها شدیدتر شوند اگر بازدهی ۱۰ ساله وارد محدوده ۵.۲۵٪ تا ۵.۸۵٪ او شود. حرکت بازدهی به این اندازه تضمینی برای مداخله نیست و هرگونه پاسخ رسمی به تورم، رشد، نقدینگی بازار خزانهداری و سیاست فدرال رزرو در آن زمان بستگی دارد.
استدلال ارائه شده که سقف نرخ به طور خودکار نیاز به ایجاد پول در مقیاس بزرگ دارد، بیش از حد مطلق است. بازخریدهای خزانهداری، تغییرات در انتشار بدهی و عملیات مدیریت نقدی میتوانند شرایط بازار را بدون لزوماً به خرید اوراق فدرال رزرو تبدیل شدن، تحت تأثیر قرار دهند. گسترش مجدد ترازنامه فدرال رزرو یک پاسخ پولی مستقیمتر خواهد بود، اما این یک تصمیم سیاستی باقی میماند نه یک نتیجه خودکار از بازدهی بالاتر ۱۰ ساله.
برای بازارهای ارز دیجیتال، نتیجه عملی کمتر یک سیگنال معاملاتی کوتاهمدت است و بیشتر یک آستانه کلان اقتصادی است که ارزش مشاهده دارد. افزایش بازدهی بلندمدت خزانهداری آزمایش خواهد کرد که آیا سیاستگذاران ایالات متحده شرایط مالی سختتر را میپذیرند یا تلاش میکنند آنها را از طریق مدیریت بدهی و ابزارهای بانک مرکزی کنترل کنند. نقش بیتکوین در چارچوب کول به مسیری که آنها انتخاب میکنند بستگی دارد و اینکه آیا پاسخی با فشار مداوم بر دلار همراه است یا خیر.
برای بینش عمیقتر در مورد سیاست، بدهی و کریپتو، بررسی کنید که چگونه سیاست مالی کار میکند و چشمانداز کلان بیتکوین را شکل میدهد.
سلب مسئولیت: محتوای این صفحه فقط برای اهداف اطلاعاتی عمومی ارائه شده است و نمایانگر دیدگاهها یا مشاوره مالی تووبیت نیست. ما هیچ تضمینی در مورد دقت یا کامل بودن این اطلاعات نمیدهیم و مسئولیتی در قبال هرگونه خطا، حذف یا نتایج ناشی از استفاده از آن نخواهیم داشت. سرمایهگذاری در داراییهای دیجیتال شامل ریسک است؛ کاربران باید به طور مستقل وضعیت مالی خود و ریسکهای مربوطه را ارزیابی کنند. برای جزئیات بیشتر، لطفاً به شرایط خدمات و افشای ریسک.
