سال 2025 سالی استثنایی برای «امور مالی مبتنی بر رویداد» (Event-Driven Finance) بود. بازارهای پیشبینی موفق شدند حجم معاملات هفتگی را به بیش از $2 میلیارد برسانند. اما پرسش اصلی این است: در سال 2026، آیا اکثر پروژههای بازار پیشبینی دوام خواهند آورد؟
این پلتفرمها اکنون وارد نخستین آزمون واقعی خود میشوند. همانند تمام بخشهای پیشین دنیای رمزارزها، بخش عمده آنچه امروز وجود دارد، در مواجهه با مقیاس، مقررات و کاربران واقعی تاب نخواهد آورد.
واقعیت این است که این فضا مملو از پلتفرمهایی است که تنها با اتکا به نقدینگی ارزان و مشوقهای پرزرقوبرق زنده ماندهاند. با انقباض سرمایه و سختگیرتر شدن معاملهگران، این مدلها بهسرعت کارایی خود را از دست میدهند.
در نهایت، یک شکاف شفاف و اجتنابناپذیر شکل میگیرد: سیستمهایی که فعالیت واقعی تولید میکنند و پروژههایی که بیسروصدا و تدریجی از نفس میافتند. سال 2026 سال «کشف» بازارهای پیشبینی نخواهد بود؛ بلکه سال «بقا» در آنها خواهد بود.
مرور سال 2025: لحظات و تحولات کلیدی
بازارهای پیشبینی یکشبه منفجر نشدند. سال 2025 بهآرامی زیرساختهای این تحول را بنا کرد. این سال صرفاً سال رشد قیمتها نبود؛ بلکه سالی بود که بازارهای پیشبینی برچسب «قمار آنلاین» را کنار گذاشتند و خود را بهعنوان «امور مالی مبتنی بر رویداد» بازتعریف کردند.
از ژانویه تا اکتبر 2025، این پلتفرمها حدود $27.9 میلیارد حجم معاملات تایید شده ثبت کردند و فعالیتهای سفتهبازانه را وارد جریان اصلی بازارهای مالی کردند.
شفافیت نظارتی در برخی حوزههای قضایی بهبود یافت و چند پلتفرم نشان دادند که کاربران واقعاً مایلاند روی نتایج دنیای واقعی—مانند انتخابات، دادههای کلان اقتصادی، ورزش و تصمیمات سیاستگذاری—معامله کنند، آن هم بدون واسطههایی که ضرایب را از پیش تعیین کنند.
نقطه عطف واقعی زمانی رقم خورد که نهادهای مالی سنتی از تماشا دست کشیدند و وارد میدان شدند.
شرکت Intercontinental Exchange (ICE)، مالک بورس اوراق بهادار نیویورک، حدود $2 میلیارد در Polymarket سرمایهگذاری کرد؛ سرمایهگذاریای که ارزشگذاری این پلتفرم را به نزدیکی $8 میلیارد رساند.
همزمان، Kalshi در نبرد حقوقی طولانی خود با CFTC به پیروزی رسید و مسیر را برای قراردادهای انتخاباتی تحت نظارت قانونی هموار کرد؛ اتفاقی که درهای ورود سرمایهگذاران خرد و نهادی را گشود.
تقریباً یکشبه، آشفتگی اولیه کاهش یافت. اما موفقیت، افراط را بهدنبال داشت. دهها پروژه با نقشه راههای مشابه، ادعاهای مبهم درباره تمرکززدایی و مدلهای توکنی طراحیشده صرفاً برای جذب سرمایه—نه پایداری—راهاندازی شدند.
نتیجه، بازاری است که در ظاهر پرجنبوجوش، اما در عمق، توخالی به نظر میرسد.
شناسایی ویژگیهای 90% پروژههایی که ناپدید خواهند شد
اکثر پلتفرمهای بازار پیشبینی به دلایل مشابهی شکست میخورند.
اگر قرار است بیشتر پروژهها منقرض شوند، مهارت واقعی تشخیص آنهایی است که هماکنون روی «تنفس مصنوعی» قرار دارند. یک پروژه «زامبی» الزاماً کد معیوب ندارد؛ بلکه پلتفرمی است که دلیل قانعکنندهای برای وجود خود ندارد. حرکت میکند، اما هیچ چیز به آن وابسته نیست.
تله زنجیرههای فینتکی
نسبت به شبکههای خصوصی که در پوشش سیستمهای باز عرضه میشوند، محتاط باشید. بدون عنصر سفتهبازی، قابلیت ترکیبپذیری یا کشش اجتماعی، این زنجیرهها در نهایت ساکت، خالی و بلااستفاده میشوند.
بازماندگان سال 2026 خوششانس نخواهند بود؛ آنها از نظر ساختاری سالماند. هنگام ارزیابی یک پلتفرم، نشانههای زیر بسیار مهمتر از بازاریابی هستند:
نقدینگی واقعی
حجم معاملات اگر با یک معامله کوچک دچار نوسان شدید شود، بیمعناست. پلتفرمهای سالم دارای عمق بازار هستند و میتوانند سفارشهای بزرگ را بدون نوسانات مخرب جذب کنند.
دوام و پایداری نظارتی
با اجرایی شدن MiCA و DAC8، «برونمرزی و ناشناس بودن» دیگر مزیت محسوب نمیشود. پروژهها یا باید جایگاه حقوقی شفافی داشته باشند، یا طراحیای واقعاً غیرمتمرکز و دشوار برای تعطیلی.
اوراکلهای قابل اتکا
بازارها با داده زنده میمانند یا میمیرند. پلتفرمهای قدرتمند از سیستمهای حل اختلاف چندلایه استفاده میکنند که در آن هزینه دستکاری نتایج از هر سود احتمالی بیشتر است.
توهم معاملات صوری (پولشویی)
حجم یکنواخت و هموار اغلب یک زنگ خطر است. بازارهای واقعی به رویدادها واکنش نشان میدهند؛ در زمان اخبار مهم جهش میکنند و در نبود خبر فروکش میکنند. فعالیت یکسان روزانه معمولاً نشانه حجم ساختگی است.
شکست اوراکل؛ مرگی قطعی
سریعترین مسیر به صفر، از کار افتادن مکانیزم کشف حقیقت است. اگر پلتفرمی نتواند به پرسشهای سادهای مانند «چه کسی برنده شد؟» پاسخ دهد، فاقد هرگونه ارزش اقتصادی است.
انتخاب پلتفرم
اگر قصد ورود به بازارهای پیشبینی در سال 2026 را دارید، انتخاب پلتفرم اهمیتی بیش از انتخاب خودِ معامله دارد.
ابتدا به عمق نقدینگی توجه کنید. بازارهای کمعمق، بازارهای پرهزینهاند. اسپردهای بالا و حجم پایین، حتی اگر پیشبینی شما درست باشد، بهتدریج سرمایه شما را فرسایش میدهند.
سپس به شفافیت فرآیند تسویه نگاه کنید. باید دقیقاً بدانید نتایج چگونه تعیین میشوند، چه کسی داوری میکند و در صورت تعارض منابع داده چه اتفاقی میافتد. اگر پاسخ این پرسشها در حد یک اسلاید تبلیغاتی است، از آن پلتفرم فاصله بگیرید.
امنیت نیز اهمیت دارد، اما نه بهصورت شعاری. بهدنبال ممیزیهای فعال، گزارشهای عمومی حوادث و کالبدشکافیهای شفاف پس از بروز خطا باشید. سکوت، یکی از جدیترین نشانههای خطر است.
در نهایت، یک سوال ساده بپرسید: آیا این پلتفرم معاملهگرانی را جذب میکند که اگر پاداشها فردا حذف شوند، همچنان باقی بمانند؟
اگر به پلتفرمی درجه سوم چشم دوختهاید که با سودهای بالا و یک توکن بومی شما را به فارمینگ دعوت میکند، یک فرض را در نظر بگیرید: شما زود وارد نشدهاید؛ شما همان نقدینگی خروجی هستید.
ویژگیهای پروژههای باکیفیت
بازماندگان سال 2026 چند ویژگی مشترک خواهند داشت:
آنها طراحی بازار را بر قیمت توکن مقدم میدانند. کارمزدها قابل پیشبینی است، مشوقها کنترلشدهاند و حجم معاملات بهصورت ارگانیک شکل میگیرد.
آنها انطباق با مقررات را زیرساخت میدانند، نه یک غافلگیری. این به معنای مقرراتزدگی نیست؛ بلکه یعنی نبود تغییرات ناگهانی که اعتماد کاربران را نابود کند.
این پلتفرمها تخصصگرا هستند. بازارهای «همهچیز برای همه» معمولاً شکست میخورند. پلتفرمهایی که در یک حوزه مشخص—مانند دادههای کلان، سیاست، ورزش یا رویدادهای مالی—سلطه پیدا میکنند، تراکم نقدینگی میسازند که بهصورت تصاعدی رشد میکند.
و از همه مهمتر، پروژههای باکیفیت به معاملهگران احترام میگذارند. ضرر رخ میدهد. باگ رخ میدهد. آنچه تعیینکننده است، نحوه واکنش پلتفرم در زمان بروز مشکل است.
برنامه عملیاتی بازار در سال 2026
چگونه بدون تبدیل شدن به نقدینگی خروجی، وارد بازارهای پیشبینی شویم؟
پوزیشنهای خود را بازبینی کنید. اگر سرمایه شما در یک زنجیره فینتکی بسته یا پلتفرمی با حجم یکنواخت و کاملاً قابل پیشبینی قرار دارد، زمان خروج فرا رسیده است. چنین ثباتی معمولاً نشانه نبود کاربران واقعی است.
ترکیبپذیری را دنبال کنید. سرمایه به سمت پلتفرمهایی جریان پیدا میکند که امکان استفاده مجدد، پوشش ریسک (Hedging) و ادغام با اکوسیستم گسترده DeFi را دارند. سیستمهای بسته، سرمایه را حبس میکنند.
به حجمهای جهشی توجه کنید. بازارهای واقعی به رویدادهای واقعی واکنش نشان میدهند. با انتشار اخبار مهم، حجم معاملات باید جهش کند. اگر زمانی که «همهچیز اتفاق میافتد» هیچ تغییری دیده نمیشود، پلتفرم عملاً استفاده نمیشود.
و مهمتر از همه، دنبال تازگی صرف نروید. اگر جذابیت اصلی یک پروژه این است که «هنوز زود است»، به احتمال زیاد همانقدر هم شکننده است.
سال 2026 بهوضوح نشان خواهد داد چه کسانی برای ماندگاری ساخته شدهاند و چه کسانی نه. مطمئن شوید زمانی که آب عقب مینشیند، هنوز در قسمت کمعمق ایستادهاید.
فروپاشی یا پاکسازی؟
بازارهای پیشبینی در حال حذف مازادها هستند تا به ساختاری بالغ و پایدار تبدیل شوند.
سال 2026 نه به هیجان پاداش میدهد و نه به سرعت؛ بلکه به صبر، شکگرایی و پلتفرمهایی که فراتر از یک چرخه جذب سرمایه طراحی شدهاند. 90% پروژهها ناپدید خواهند شد. 10% باقیمانده، مسیر دهه آینده را تعیین خواهند کرد.
فرصت واقعی، دوری از بازارهای پیشبینی نیست؛ بلکه انتخاب آنهایی است که در زمانی که هنوز پوزیشن باز دارید، ناپدید نخواهند شد.
