وقتی یک پروتکل دیفای مورد حمله قرار میگیرد، یکی از سریعترین واکنشها میتواند توقف فعالیتها باشد.
شبکه ممکن است متوقف شود، دسترسی برخی آدرسها محدود شود و انتقال توکنها تا زمان بررسی حادثه توسط توسعهدهندگان، به حالت تعلیق درآید.
این اقدامات میتوانند به مهار یک حادثه کمک کنند، اما لزوماً به این معنا نیست که ریسک اصلی برطرف شده است. توقف اضطراری میتواند از گسترش خسارت جلوگیری کند، اما نمیتواند مشکلاتی مانند طراحی نامناسب وثیقه، نقدینگی ناکافی، آسیبپذیریهای اوراکل یا اشکالات موجود در کد را که باعث وقوع حمله شدهاند، برطرف کند.
حوادث اخیر مرتبط با Tectonic، Fogo و شبکههای وابسته به Cosmos نشان میدهند که معاملهگران نباید فقط به توانایی یک پروتکل در مدیریت شرایط اضطراری توجه کنند.سؤال مهمتر این است که اصلاً چه چیزی باعث ایجاد این وضعیت اضطراری شده است.
حوادث اخیر دیفای، ریسکهای بیشتری را نمایان میکنند
حوادث اخیر نشان میدهند که آسیبپذیریهای امنیتی ممکن است تنها به یک قرارداد هوشمند محدود نشوند.
برای مثال، طبق گزارشها، حادثه Tectonic با دستکاری یک توکن با نقدشوندگی پایین که بهعنوان وثیقه استفاده میشد، مرتبط بوده است. اگر بتوان ارزش وثیقهای را که معاملات محدودی دارد بهصورت مصنوعی افزایش داد، مهاجم ممکن است بتواند با تکیه بر ارزشگذاری مصنوعی وثیقه، وامی دریافت کند که ارزش آن با شرایط واقعی یک بازار سالم و نقدشونده همخوانی ندارد.
در چنین شرایطی، چیزی که در ابتدا یک سوءاستفاده از قرارداد هوشمند به نظر میرسد، در واقع پرسشهای مهمتری درباره ریسک ایجاد میکند:
نقدشوندگی وثیقه چقدر است؟ پروتکل چگونه قیمت آن را تعیین میکند؟ چه محدودیتهایی برای وامگیری وجود دارد؟ با تغییر شرایط بازار، پوزیشنها با چه سرعتی میتوانند لیکویید شوند؟
توقف شبکه اصلی Fogo و آسیبپذیریهای موجود در شبکههای وابسته به Cosmos نیز نشان میدهند که حوادث امنیتی میتوانند اکوسیستمها را به تصمیمهایی وادار کنند که پیامدهای آن برای مشارکتکنندگان، فراتر از نقطه شروع مشکل باشد.
به همین دلیل، شاخصهایی مانند ارزش کل قفلشده (TVL) نباید بهتنهایی ملاک ارزیابی قرار گیرند. ممکن است یک پروتکل فعالیت قابلتوجهی داشته باشد، اما همچنان به وثیقه، سازوکارهای قیمتگذاری یا کنترلهای عملیاتی وابسته باشد که در شرایط بحرانی عملکردی کاملاً متفاوت دارند.
وثیقه و نقدینگی در شرایط بحرانی
اینکه قیمت یک توکن در بازار مشخص باشد، لزوماً به این معنا نیست که میتوان حجم زیادی از آن را در محدوده همان قیمت خرید یا فروخت.
این تفاوت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که یک توکن بهعنوان وثیقه پذیرفته شود.
فرض کنید قیمت یک توکن در بازار $10 باشد، اما نقدینگی موجود در محدوده این قیمت نسبتاً کم باشد. اگر فردی بتواند با سرمایه محدودی قیمت بازار را به $20 برساند، پروتکلی که بیش از حد به این قیمت متکی است ممکن است برای مدتی ارزش وثیقه را دو برابر بیشتر از ارزش واقعی آن در نظر بگیرد.
اگر محدودیتهای وامگیری نیز بر اساس این ارزشگذاری افزایشیافته تعیین شوند، مهاجم ممکن است بتواند پیش از بازگشت قیمت وثیقه به سطح عادی، داراییهای دیگری را وام بگیرد.
جزئیات این سازوکار در پروتکلهای مختلف متفاوت است، اما نکته کلی روشن است: کیفیت یک وثیقه فقط به قیمت نمایشدادهشده آن بستگی ندارد.
عمق نقدینگی، منابع قیمتگذاری، پارامترهای وامگیری و سازوکارهای لیکویید شدن، همگی بر توانایی یک سیستم وامدهی برای مقاومت در برابر تغییرغیرواقعی قیمت و نوسانات ناگهانی بازار تأثیر میگذارند.
نقش اوراکلها در ریسکهای مرتبط با دیفای
پروتکلهای دیفای اغلب برای دریافت اطلاعات مربوط به قیمت داراییها به اوراکلها متکی هستند. این یعنی حتی اگر یک قرارداد هوشمند دقیقاً طبق برنامهریزی عمل کند، اگر اطلاعات قیمتی دریافتی آن بهدرستی وضعیت بازار را منعکس نکند، ممکن است نتیجهای نامطلوب به همراه داشته باشد.
پروتکلها میتوانند با استفاده از روشهایی مانند بهکارگیری چند منبع قیمتگذاری، قیمتهای میانگینگیریشده بر اساس زمان، تعیین الزامات نقدینگی، اعمال سقف وامگیری و سایر تدابیر حفاظتی، این ریسک را کاهش دهند.
هیچ سازوکاری بهتنهایی نمیتواند ریسک را بهطور کامل از بین ببرد. آنچه اهمیت دارد، نحوه عملکرد این اقدامات حفاظتی در کنار یکدیگر در شرایط غیرعادی بازار است.
بنابراین، ارزیابی یک پروتکل دیفای برای معاملهگران تنها به این سؤال محدود نمیشود که آیا قراردادهای هوشمند آن ممیزی شدهاند یا خیر. معاملهگران همچنین باید بدانند این پروتکل چه داراییهایی را میپذیرد، قیمت این داراییها چگونه تعیین میشود، در صورت از بین رفتن ناگهانی نقدینگی چه اتفاقی میافتد و این ملاحظات چگونه با استانداردهای کلیتر ایمنی در بازار رمزارز همخوانی دارند.
سازوکار تصمیمگیری برای توقف شبکه
توقف یک شبکه میتواند نکات مهمی درباره نحوه اعمال اختیار در آن شبکه نشان دهد.
چه کسی اختیار توقف فعالیتها را دارد؟ این اختیار در چه شرایطی قابل استفاده است؟ برای اعمال آن، چند مشارکتکننده باید موافق باشند؟ در زمان توقف شبکه چه اتفاقی برای پوزیشنهای موجود میافتد؟ و برای راهاندازی مجدد شبکه چه فرایندی باید طی شود؟
این پرسشها فقط به مفهوم تمرکززدایی مربوط نمیشوند؛ بلکه میتوانند مستقیماً بر معاملهگران تأثیر بگذارند.
اگر یک شبکه متوقف شود، ممکن است دسترسی به وثیقه برای مدتی امکانپذیر نباشد. تعیین قیمت واقعی داراییها نیز ممکن است دشوارتر شود. معاملهگران ممکن است نتوانند پوزیشنهای خود را ببندند، داراییهایشان را منتقل کنند یا ریسک پوزیشنهای خود را در بازار دیگری پوشش دهند.
در اینجا یک نکته مهم دیگر هم مطرح است. سیستمی که سازوکارهای مؤثر برای شرایط اضطراری ندارد، ممکن است راههای کمتری برای مهار یک حمله در حال وقوع داشته باشد. در مقابل، سیستمی که بهراحتی میتوان آن را متوقف کرد، ممکن است بیش از آنچه معاملهگران تصور میکنند، به یک ساختار متمرکز وابسته باشد.
اگر معاملهگران پیش از وقوع حادثه بدانند چه کسی و تحت چه شرایطی اختیار توقف شبکه را دارد، بهتر میتوانند پیشبینی کنند که شبکه در صورت بروز مشکل چگونه عمل خواهد کرد.
وقتی یک حمله امنیتی به بخشهای دیگر سرایت میکند
پروتکلهای دیفای ارتباط زیادی با یکدیگر دارند.
یک توکن میتواند در یک پروتکل بهعنوان وثیقه مورد استفاده قرار گیرد، در پروتکلی دیگر نقدینگی تأمین کند، از طریق چندین پل ارتباطی بین شبکهها جابهجا شود و در جفتارزهای معاملاتی مختلف در سراسر یک اکوسیستم مورد استفاده قرار گیرد.
در چنین ساختاری، حمله به یکی از اجزا میتواند بخشهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. کاهش اعتماد به یک دارایی که بهعنوان وثیقه استفاده میشود، ممکن است باعث لیکویید شدن پوزیشنها شود. تأمینکنندگان نقدینگی ممکن است سرمایه خود را خارج کنند. نسخههای یک دارایی که از طریق پلهای ارتباطی به شبکههای دیگر منتقل شدهاند، ممکن است در شبکههای مختلف با قیمتهای متفاوت معامله شوند. اپلیکیشنهایی که به پروتکل آسیبدیده وابستهاند نیز ممکن است دچار اختلال شوند.
این ارتباط میان اجزای مختلف، یکی از نقاط قوت دیفای است؛ زیرا باعث میشود اپلیکیشنها بتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. اما همین ارتباط متقابل میتواند پیامدهای یک اختلال را گستردهتر کند. به همین دلیل، درسهایی که معاملهگران میتوانند از رخنههای امنیتی در بازار رمزارز بگیرند، فقط به پروتکل یا دارایی که مستقیماً تحت تأثیر قرار گرفته محدود نمیشود.
بررسی یک حادثه دیفای فراتر از تیتر خبر
وقتی یک پروتکل از وقوع یک حمله یا توقف اضطراری خبر میدهد، خسارت اعلامشده فقط بخشی از ماجراست.
اول ببینید حادثه چرا اتفاق افتاده است. آیا ریشه این حادثه به آسیبپذیری یک قرارداد هوشمند، دستکاری وثیقه، مشکل در اوراکل، به خطر افتادن مجوزهای دسترسی یا ضعف دیگری برمیگردد؟
بعد، مشخص کنید این حادثه چه بخشهایی را تحت تأثیر قرار داده است. کدام داراییها، قراردادها، شبکهها یا اپلیکیشنها آسیب دیدهاند؟ آیا هنوز احتمال از دست رفتن سرمایه وجود دارد؟ آیا کاربران میتوانند به داراییهایی که تحت تأثیر قرار نگرفتهاند دسترسی داشته باشند یا آنها را جابهجا کنند؟
نحوه واکنش پروتکل هم اهمیت دارد. ببینید آیا اطلاعات روشنی درباره اتفاقی که افتاده، اقداماتی که انجام شده، افرادی که این اقدامات را تأیید کردهاند و برنامه پروتکل برای بازگشت به فعالیت عادی ارائه شده است یا خیر.
در نهایت، باید بین مهار یک حمله و برطرف شدن کامل مشکل تفاوت قائل شد. متوقف کردن یک حمله لزوماً به این معنا نیست که پوزیشنهای آسیبدیده به حالت قبل بازگشتهاند، خسارتها جبران شدهاند یا آسیبپذیری اصلی بهطور کامل برطرف شده است.
پیام اصلی توقفهای اضطراری
توقف اضطراری تنها یکی از بخشهای سیستم امنیتی است و نمیتواند جایگزین یک سیستم امنیتی کامل شود.
امنیت در دیفای به عملکرد هماهنگ چندین لایه وابسته است؛ از طراحی قراردادهای هوشمند و کیفیت وثیقه گرفته تا نقدینگی، ساختار اوراکل، پارامترهای وامگیری، مجوزهای دسترسی، نظارت و نحوه واکنش به حوادث امنیتی.
برای معاملهگران، این موضوع باعث میشود بعد از وقوع یک حادثه مهم، سؤال متفاوتی مطرح شود. بهجای اینکه فقط بپرسند «پروتکل با چه سرعتی واکنش نشان داد؟»، باید یک قدم عقبتر بروند و بپرسند:
چه سازوکارهایی قرار بود از شکلگیری شرایطی که وقوع این حمله را ممکن کرد، جلوگیری کنند؟
دیفای همچنان به توسعه شبکههای سریعتر، انواع جدید وثیقه و اپلیکیشنهایی با ارتباط بیشتر ادامه خواهد داد. درک نحوه عملکرد این سیستمها هنگام بروز مشکل، میتواند به اندازه شناخت قابلیتهای آنها در شرایط عادی اهمیت داشته باشد.
همین نگاه است که یک حادثه امنیتی را از یک تیتر خبری فراتر میبرد و آن را به تجربهای تبدیل میکند که معاملهگران واقعاً میتوانند از آن بیاموزند.
