شبکههای زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکز، یا DePIN، بهطور فزایندهای بخش مهمی از چشمانداز زیرساختهای رمزنگاری محسوب میشوند. بهجای وابستگی کامل به ارائهدهندگان متمرکز، پروژههای DePIN از انگیزههای مبتنی بر بلاکچین برای هماهنگی شبکههای توزیعشدهای از منابع فیزیکی و دیجیتال استفاده میکنند.
این بخش طیف گستردهای از موارد استفاده را دربرمیگیرد، از جمله هوش مصنوعی غیرمتمرکز، محاسبات ابری، منابع GPU، ذخیرهسازی داده، اتصال بیسیم، پرداختها و دسترسی به داده. با افزایش تقاضا برای محاسبات و زیرساختهای دیجیتال، پروژههای DePIN خود را بهعنوان جایگزین یا مکمل ارائهدهندگان سنتی زیرساخت موقعیتدهی میکنند.
جذابیت این بخش در توانایی آن برای پیوند منابع دنیای واقعی با انگیزههای ذاتی رمزنگاری نهفته است. شرکتکنندگان میتوانند قدرت محاسباتی، ظرفیت ذخیرهسازی، پهنای باند، داده یا سایر منابع را ارائه دهند و در مقابل پاداشهای مبتنی بر توکن دریافت کنند. برای پروژههایی که بتوانند تقاضای پایدار را جذب کنند، این مدل میتواند مسیری به سمت شبکههای زیرساختی مقیاسپذیر و مبتنی بر جامعه ایجاد کند.
با این حال، همه پروژههای DePIN به پذیرش معناداری دست نیافتهاند. انگیزههای توکنی میتوانند قبل از شکلگیری تقاضای واقعی، شرکتکنندگان را جذب کنند، درحالیکه اقتصاد پیچیده میتواند تشخیص رشد شبکه از فعالیتهای سpekولاتیو را دشوار سازد.
با در نظر گرفتن این موضوع، در ادامه ۱۰ پروژه DePIN که در سال ۲۰۲۶ ارزش پیگیری دارند آورده شده است که شامل هوش مصنوعی غیرمتمرکز، محاسبات، ذخیرهسازی، داده، پرداختها و سایر دستههای زیرساختی میشوند.
۱. بیتتنسور (TAO)
عامل کاتالیزور: زیرساخت هوش مصنوعی غیرمتمرکز و دسترسی فزاینده به اکوسیستم.
نام پروژه: بیتتنسور
نماد: TAO
قیمت حدودی: ۱۹۷٫۲۰ دلار
ارزش بازار: حدود ۱٫۸۹ میلیارد دلار
بیتتنسور یکی از برجستهترین پروژههای DePIN از نظر ارزش بازار است و یکی از واضحترین پروژههای رمزنگاری است که زیرساخت غیرمتمرکز را با هوش مصنوعی پیوند میزند.
مفهوم اصلی آن ایجاد یک بازار باز برای هوش ماشینی است. بهجای عملکرد بهعنوان یک برنامه هوش مصنوعی واحد، بیتتنسور زیرشبکههای تخصصی را هماهنگ میکند که در آن شرکتکنندگان خروجیهای دیجیتال مختلفی را تولید و ارزیابی میکنند. این خروجیها میتوانند شامل استنتاج هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، داده، محاسبات و سایر اشکال هوش دیجیتال باشند.
این مدل، توکن TAO را همزمان در معرض دو روایت بزرگ زیرساختی قرار میدهد: DePIN و هوش مصنوعی غیرمتمرکز.
کاری که بیتتنسور انجام میدهد:
-
بازارهای زیرشبکه: ایجاد محیطهای تخصصی برای تولید منابع هوش مصنوعی و دیجیتال.
-
انگیزههای اعتبارسنج: پاداش به شرکتکنندگانی که خروجیهای زیرشبکه را ارزیابی و رتبهبندی میکنند.
-
توزیع توکن TAO: هماهنگی انگیزهها میان استخراجکنندگان، اعتبارسنجها و شرکتکنندگان زیرشبکه.
-
زیرساخت هوش مصنوعی: از یک اکوسیستم غیرمتمرکز برای هوش ماشینی پشتیبانی میکند.
دید خرسی برای بیتتنسور از موقعیت آن در تقاطع هوش مصنوعی و زیرساخت غیرمتمرکز ناشی میشود. با افزایش تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی و منابع محاسباتی، شبکههای غیرمتمرکز میتوانند فرصتی برای ارائه منابع جایگزین ظرفیت و هوش فراهم کنند.
TAO همچنین از دسترسی گستردهتر به اکوسیستم بیتتنسور بهره میبرد. یک نسخهٔ استاندارد از TAO به سولانا گسترش یافته است، در حالی که صندوق اعتمادی بیتتنسور گریاسکیل (Grayscale) به سرمایهگذاران واجد شرایط یک ابزار سرمایهگذاری سنتیتر مرتبط با مواجهه با TAO ارائه میدهد. این تحولات میتوانند اکوسیستم را برای انواع مختلفی از شرکتکنندگان قابل دسترستر کنند.
نکات قابل توجه
سؤال کلیدی در مورد بیتتنسور این است که آیا اکوسیستم زیرشبکههای آن میتواند انگیزههای توکنی را به تقاضای پایدار تبدیل کند.
فرضیه بلندمدت این پروژه زمانی قویتر میشود که زیرشبکههای فردی بتوانند کیفیت خروجی قابلاندازهگیری، کاربران واقعی، تقاضای خارجی و فعالیت اقتصادی مکرر را به اثبات برسانند. اگر زیرشبکهها به تولید منابع هوش مصنوعی و دیجیتال مفیدی ادامه دهند که فراتر از فعالیتهای ناشی از صدور توکن باشد، نقش بیتتنسور به عنوان زیرساخت غیرمتمرکز هوش مصنوعی میتواند پایدارتر شود.
ریسک اصلی پیچیدگی است. هر زیرشبکه میتواند اقتصاد، ساختارهای انگیزشی و معیارهای عملکرد متفاوتی داشته باشد که ارزیابی اکوسیستم را دشوار میکند. سرمایهگذاران همچنین باید بتوانند بین استفاده واقعی و فعالیتی که عمدتاً ناشی از صدور توکن و سفتهبازی است، تمایز قائل شوند.
بنابراین، مرحله بعدی داستان TAO کمتر دربارهٔ افزایش صرف تعداد زیرشبکهها و بیشتر دربارهٔ اثبات این است که آیا این زیرشبکهها میتوانند خدمات مفیدی با تقاضای پایدار ارائه دهند.
۲. کامپیوتر اینترنتی (ICP)
عامل کاتالیزور: برنامههای رویزنجیره، زیرساخت هوش مصنوعی و گسترش قابلیتهای دیفای.
نام پروژه: کامپیوتر اینترنتی
نماد: ICP
قیمت در حدود: ۲٫۲۲ دلار
ارزش بازار: در حدود ۱٫۲۳ میلیارد دلار
کامپیوتر اینترنتی یک شبکه بلاکچینی است که برای اجرای مستقیم برنامهها و خدمات رویزنجیره طراحی شده است. زیرساخت آن هدف دارد تا برنامههای غیرمتمرکز را بدون وابستگی شدید به ارائهدهندگان سنتی ابری متمرکز یا زیرساختهای میزبانی خارجی پشتیبانی کند.
این موضوع، ICP را در گفتمان گستردهتر DePIN مرتبط میکند، هرچند رویکرد آن با پروژههایی که عمدتاً بر سختافزار فیزیکی یا بازارهای منابع متمرکز هستند، متفاوت است. در عوض، این شبکه بر ارائه زیرساخت محاسباتی غیرمتمرکزی تمرکز دارد که قادر به میزبانی برنامهها، قراردادهای هوشمند، دادهها و خدمات باشد.
اینترنت کامپیوتر چه کار میکند:
-
محاسبات روی زنجیره: برنامهها و خدمات را مستقیماً روی زیرساخت غیرمتمرکز اجرا میکند.
-
میزبانی Web3: به توسعهدهندگان اجازه میدهد برنامهها را بدون وابستگی کامل به ارائهدهندگان سنتی ابری مستقر کنند.
-
زیرساخت هوش مصنوعی: راههایی را بررسی میکند تا برنامهها و قابلیتهای مرتبط با هوش مصنوعی را نزدیکتر به زیرساخت غیرمتمرکز بیاورد.
-
اتصالپذیری بینزنجیرهای: تعامل با داراییها و شبکههای خارج از اکوسیستم ICP را پشتیبانی میکند.
استدلال سرمایهگذاری ICP به این ایده گستردهتر مرتبط است که میتواند نرمافزارها و خدمات بیشتری به زیرساخت غیرمتمرکز منتقل شوند. اگر این شبکه بتواند توسعهدهندگان و برنامههایی را جذب کند که استفاده معناداری ایجاد کنند، میتواند موقعیت خود را به عنوان یک پلتفرم محاسباتی غیرمتمرکز تقویت کند.
اکوسیستم در سال ۲۰۲۶ نیز به گسترش خود ادامه داده است. تحولات اخیر شامل آزمایشهای جامعهمحور برای MULTI/DEX، یک صرافی رویزنجیرهای که عملکرد دفتر سفارش و AMM را ترکیب میکند، است؛ در حالی که Internet Identity نیز در حال بررسی زیرساختهایی برای امنسازی عاملهای هوش مصنوعی خودمختار است. این تحولات نشاندهنده تلاش مستمر ICP برای ورود به حوزههای همزمان دفی و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی است.
نکات قابل رصد
برای ICP، فعالیت توسعهدهندگان و استفاده واقعی از برنامهها همچنان شاخصهای کلیدی هستند.
پتانسیل بلندمدت این شبکه به این بستگی دارد که آیا توسعهدهندگان انتخاب کنند برنامههایی را روی ICP بسازند و نگهداری کنند و آیا آن برنامهها کاربرانی فراتر از جامعه فعلی رمزنگاری را جذب میکنند. پیشرفتها در زیرساختهای دفی و هوش مصنوعی میتواند حوزههای رشد اضافی فراهم کند، اما این پیشرفتها باید به فعالیت قابل اندازهگیری در شبکه تبدیل شوند.
ریسک اصلی رقابت است. ICP در یک بازار شلوغ فعالیت میکند که شامل ارائهدهندگان سنتی ابری، سایر پلتفرمهای قرارداد هوشمند و شبکههای تخصصی محاسبات غیرمتمرکز میشود. ارزش پیشنهادی آن در نهایت به این بستگی دارد که آیا میزبانی غیرمتمرکز و زیرساخت رویزنجیرهای میتواند مزایای کافی از نظر هزینه، امنیت، عملکرد یا مقاومت در برابر سانسور را برای ایجاد پذیرش پایدار ارائه دهد.
۳. فایلکوین (FIL)
عامل کاتالیزور: Filecoin Onchain Cloud ذخیرهسازی غیرمتمرکز را به سمت زیرساختهای قابل برنامهریزی سوق میدهد.
نام پروژه: فایلکوین
نماد: FIL
قیمت در حدود: ۰٫۷۴ دلار
ارزش بازار: در حدود ۵۹۴٫۲۴ میلیون دلار
فایلکوین یکی از پروژههای راسخشده در بخش DePIN است. شبکه آن کاربرانی که به ذخیرهسازی داده نیاز دارند را به ارائهدهندگان مستقل ذخیرهسازی متصل میکند که ظرفیت خود را به شبکه غیرمتمرکز اختصاص میدهند.
برخلاف ذخیرهسازی ابری سنتی که در آن دادهها معمولاً توسط تعداد محدودی از ارائهدهندگان متمرکز مدیریت میشوند، فایلکوین از یک شبکه توزیعشده از ارائهدهندگان ذخیرهسازی و اثباتهای رمزنگاری برای تأیید اینکه دادهها طبق قول ذخیره شدهاند، استفاده میکند.
فایلکوین چه کاری انجام میدهد:
-
ذخیرهسازی غیرمتمرکز: کاربران را با ارائهدهندگان ذخیرهسازی توزیعشده متصل میکند
-
تأیید مبتنی بر اثبات: از مکانیزمهای رمزنگاری برای تأیید ذخیرهسازی داده استفاده میکند
-
بازار ذخیرهسازی: یک بازار باز برای ذخیرهسازی غیرمتمرکز داده ایجاد میکند
-
زیرساخت قابل برنامهریزی: ذخیرهسازی را به خدمات گستردهتر داده، پرداخت و برنامههای کاربردی گسترش میدهد
داستان فایلکوین در سال ۲۰۲۶ بهطور فزایندهای فراتر از ظرفیت ذخیرهسازی پایه حرکت میکند.
یکی از تحولات مهم، Filecoin Onchain Cloud است که در مارس ۲۰۲۶ در شبکه اصلی راهاندازی شد. این پلتفرم بهعنوان یک لایه ذخیرهسازی و پرداخت قابل برنامهریزی طراحی شده است که در آن دادهها میتوانند روی زنجیره تأیید شوند و پرداختها از طریق قراردادهای هوشمند اجرا شوند. فایلکوین این زیرساخت را حامی موارد استفادهای مانند عاملهای هوش مصنوعی، خطوط لوله داده و برنامههای غیرمتمرکز توصیف میکند.
مستندات این پروژه همچنین نشان میدهد که Filecoin Onchain Cloud اکنون خدمات مشخصی برای ذخیرهسازی و بازیابی ارائه میدهد که پرداختها از طریق Filecoin Pay تسویه شده و دادهها به اثباتهای خدمات قابل تأیید متصل میشوند. این امر نشاندهنده حرکت گستردهتری برای تبدیل زیرساخت ذخیرهسازی فایلکوین به یک لایه خدماتی قابل برنامهریزیتر است.
نکات قابل توجه
سؤال کلیدی برای فایلکوین این است که آیا ذخیرهسازی غیرمتمرکز میتواند از ظرفیت زیرساختی به تقاضای تجاری پایدار برسد.
راهاندازی Filecoin Onchain Cloud فرصت گستردهتری به اکوسیستم میدهد تا به برنامههایی خدمت کند که به ذخیرهسازی قابل تأیید، پرداختهای قابل برنامهریزی و خدمات خودکار داده نیاز دارند. هوش مصنوعی بهویژه مرتبط است، زیرا رشد سریع دادههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی تقاضا برای ذخیرهسازی و زیرساخت داده را افزایش میدهد.
با این حال، فایلکوین همچنان با رقبای ارائهدهندگان ابری متمرکز و سایر شبکههای ذخیرهسازی غیرمتمرکز روبروست. صرفاً ظرفیت ذخیرهسازی برای تضمین ارزش بلندمدت کافی نیست. شاخصهای مهمتر، شامل مجموعهدادههای فعال، مشتریان پرداختکننده، فعالیت بازیابی و تقاضای مکرر برای خدمات شبکه است.
بنابراین، فرضیه فایلکوین بهطور فزایندهای به استفاده واقعی بستگی دارد نه ظرفیت. اگر Onchain Cloud و سرویسهای مرتبط بتوانند تقاضای پایداری از توسعهدهندگان، شرکتها و برنامههای مرتبط با هوش مصنوعی جذب کنند، شبکه میتواند موقعیت خود را بهعنوان یک لایه زیرساختی غیرمتمرکز تقویت کند.
۴. شبکه زبِک (ZBCN)
عامل کاتالیزور: پرداختهای قابل برنامهریزی و گسترش زیرساختهای مالی دنیای واقعی.
نام پروژه: شبکه زبِک
نماد معاملاتی: ZBCN
قیمت در حدود: ۰٫۰۰۱۹۹۸ دلار
ارزش بازار: در حدود ۱۹۹٫۷۹ میلیون دلار
شبکه زبِک یک پروژه زیرساخت پرداخت مبتنی بر بلاکچین است که بر قابلبرنامهریزیتر و در دسترستر کردن پول تمرکز دارد. اکوسیستم آن، زیرساختهای رمزنگاریشده (crypto rails) را با محصولات پرداختی طراحیشده برای موارد استفاده دنیای واقعی — از جمله حقوق و دستمزد، کارتها، سهامگذاری (staking) و خدمات مالی — پیوند میزند.
بهجای تمرکز بر یک منبع زیرساختی واحد مانند ذخیرهسازی یا قدرت محاسباتی، زبِک از سمت پرداختها به حوزه DePIN نزدیک میشود. فرضیه گستردهتر آن این است که شبکههای بلاکچین میتوانند با اتصال داراییهای زنجیرهای به تجربههای پرداخت روزمره، جریانهای مالی سریعتر و انعطافپذیرتری را پشتیبانی کنند.
فعالیتهای شبکه زبِک:
-
پرداختهای قابل برنامهریزی: امکان ایجاد جریانهای پرداخت خودکار و تکرارشونده را فراهم میکند.
-
زیرساخت حقوق و دستمزد: راهحلهای حقوق و پرداخت مبتنی بر رمزارز را پشتیبانی میکند.
-
کارتهای پرداخت: داراییهای دیجیتال را با تجربههای خرجکردن و پرداخت پیوند میزند.
-
محصولات مالی: در اکوسیستم خود به سمت سهامگذاری (staking) و سایر خدمات گسترش مییابد.
جهتگیری این پروژه در سال ۲۰۲۶ حول ایجاد یک اکوسیستم گستردهتر زیرساخت مالی بر پایه ZBCN متمرکز است. زبِک محصولاتی از جمله حقوق و دستمزد، کارتهای پرداخت، سهامگذاری و SuperApp خود را بهعنوان حوزههای توسعهی مستمر برجسته کرده است.
اقتصادیسازی توکن آن نیز تحول یافته است. بهروزرسانی شبکه زبِک در ژانویه ۲۰۲۶، جهتگیری انقباضیتری برای ZBCN مشخص کرد که در آن، باز شدن برنامهریزیشده توکنها در مارس ۲۰۲۶ به پایان خواهد رسید. این تغییر میتواند بخشی از فشار عرضه ناشی از برنامههای باز شدن قبلی را کاهش دهد، هرچند پویاییهای عرضه توکن همچنان عاملی مهم برای سرمایهگذاران برای پایش است.
نکات قابل توجه
سؤال کلیدی برای ZBCN این است که آیا زبِک میتواند زیرساخت پرداخت خود را به استفاده پایدار در دنیای واقعی تبدیل کند.
محصولات پرداختی میتوانند بازار قابلتوجهی داشته باشند، اما رقابت در این حوزه بسیار شدید است. زبِک نهتنها باید با سایر شبکههای پرداخت رمزارز رقابت کند، بلکه با شرکتهای فینتک راسخ و زیرساختهای مالی سنتی نیز رقابت خواهد داشت.
پتانسیل بلندمدت این پروژه به پذیرش کاربران، فعالیت تراکنشها و توانایی ساخت محصولاتی بستگی دارد که مردم به دلیل راحتی واقعی آنها از آنها استفاده میکنند، نه صرفاً به خاطر اینکه مشوقهای رمزنگاریشده ارائه میدهند.
برای ZBCN، مهمترین سیگنالهایی که باید دنبال شوند عبارتند از: کاربران فعال، حجم پرداختها، پذیرش محصول و رابطه بین رشد اکوسیستم و ارزش توکن. تکمیل باز شدنهای برنامهریزیشده ممکن است چشمانداز عرضه را بهبود بخشد، اما تقاضای پایدار همچنان برای حمایت از فرضیه سرمایهگذاری گستردهتر ضروری است.
۵. بیتتورنت (BTT)
عامل کاتالیزور: یک شبکه توزیعشده عظیم با فضای کافی برای گسترش کاربرد.
نام پروژه: بیتتورنت
نماد معاملاتی: BTT
قیمت در حدود: ۰٫۰۰۰۰۰۰۲۷۴۵ دلار
ارزش بازار: در حدود ۲۷۰٫۲۴ میلیون دلار
بیتتورنت یکی از شناختهشدهترین نامها در زیرساختهای غیرمتمرکز است. این اکوسیستم که در ابتدا به دلیل پروتکل اشتراکگذاری فایل همتا به همتا (P2P) شناخته میشد، در شبکه TRON تکامل یافته و به زیرساختهای بلاکچینی برای ذخیرهسازی و محتوا گسترش پیدا کرده است.
ارتباط آن با DePIN از این ایده نشأت میگیرد که از شرکتکنندگان و منابع توزیعشده برای پشتیبانی از خدمات دیجیتال استفاده شود. به جای وابستگی کامل به زیرساختهای متمرکز، اکوسیستم بیتتورنت از یک شبکه جهانی بزرگ از کاربران و نودها بهره میبرد.
فعالیتهای بیتتورنت:
-
توزیع همتا به همتا: امکان اشتراکگذاری محتوای دیجیتال را در یک شبکه توزیعشده فراهم میکند.
-
ذخیرهسازی غیرمتمرکز: از طریق زیرساختهای مرتبط با بیتتورنت، از ذخیرهسازی دادههای غیرمتمرکز پشتیبانی میکند.
-
ارسال محتوا: از منابع توزیعشده برای بهبود نحوه اشتراکگذاری محتوای دیجیتال استفاده میکند.
-
مشوقهای BTT: از توکن BTT در سراسر اکوسیستم بیتتورنت استفاده میکند.
بزرگترین مزیت بیتتورنت، مقیاس موجود و شناختهشدهبودن برند آن است. پروتکل همتا به همتای پایهای آن سالهاست که در سطح جهانی مورد استفاده قرار میگیرد و به پروژه یک پایگاه کاربری بالقوه بزرگ و سابقه طولانی در اشتراکگذاری دادههای توزیعشده میبخشد.
چالش اصلی تبدیل آن شبکه ثابتشده به یک اکوسیستم زیرساختی قویترِ بومی بلاکچین است. وجود یک شبکه بزرگ بهطور خودکار به معنای تقاضای معنادار برای BTT نیست، بهویژه اگر کاربران با فناوری پایه تعامل داشته باشند اما مستقیماً با توکن درگیر نباشند.
مواردی که باید دنبال کرد
برای BTT، پذیرش و کاربردیبودن توکن مهمتر از اندازه خودِ شبکه است.
سؤال کلیدی این است که آیا بیتتورنت میتواند فراتر از پایههای راسبهراس (P2P) خود گسترش یابد و به سمت خدمات زیرساختی با تقاضایی روشن و قابل اندازهگیری حرکت کند. استفادهٔ بیشتر از ذخیرهسازی غیرمتمرکز، تحویل محتوا یا سایر خدمات شبکهای میتواند استدلال استفاده از BTT به عنوان یک توکن کاربردی را تقویت کند.
مقیاس این پروژه مزیتی است که بسیاری از پروژههای جدیدتر DePIN ندارند. با این حال، این پروژه با چالشی روبروست که در میان پروژههای قدیمیتر زیرساخت بلاکچین رایج است: اثبات اینکه یک پایگاه کاربری مستقر میتواند به فعالیت پایدار در بلاکچین و تقاضای توکن تبدیل شود.
بنابراین سرمایهگذاران باید به رشد استفادهٔ واقعی از شبکه، تقاضای ذخیرهسازی، فعالیت اکوسیستم و کاربرد BTT توجه کنند، نه صرفاً به اندازهٔ شبکهٔ گستردهتر بیتتورنت اتکا کنند.
۶. شبکه آکاش (AKT)
عامل کاتالیزور: محاسبات غیرمتمرکز GPU و تقاضای فزاینده برای زیرساختهای هوش مصنوعی.
نام پروژه: شبکه آکاش
نماد معاملاتی: AKT
قیمت در حدود: ۰٫۵۳۵۸ دلار
ارزش بازار: در حدود ۱۵۸٫۵۷ میلیون دلار
شبکه آکاش یک بازار محاسبات ابری غیرمتمرکز است که کاربران نیازمند منابع محاسباتی را با ارائهدهندگانی که ظرفیت اضافی دارند، به هم متصل میکند.
مدل این پروژه بهویژه در رشد هوش مصنوعی اهمیت دارد. آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی به مقدار قابلتوجهی از قدرت محاسباتی، بهویژه GPUها نیاز دارد، درحالیکه تقاضا برای این ظرفیت همچنان در حال افزایش است. آکاش هدف دارد بازار جایگزینی ارائه دهد که کاربران بتوانند از طریق آن به منابع محاسباتی موجود در یک شبکهٔ توزیعشده از ارائهدهندگان دسترسی پیدا کنند.
فعالیتهای شبکه آکاش:
-
محاسبات ابری غیرمتمرکز: اتصال ارائهدهندگان محاسباتی با مشتریان.
-
بازار GPU: دسترسی به منابع GPU برای هوش مصنوعی و سایر کارهای پرظرفیت.
-
زیرساخت باز: ایجاد بازاری که در آن ارائهدهندگان بتوانند ظرفیت محاسباتی استفادهنشده خود را عرضه کنند.
-
انگیزههای AKT: استفاده از توکن بومی خود در مدل اقتصادی شبکه.
قویترین روایت آکاش، دسترسی آن به تقاضای رو به رشد برای محاسبات هوش مصنوعی است.
با پیچیدهتر شدن کاربردهای هوش مصنوعی، دسترسی به GPUها و سایر منابع محاسباتی با عملکرد بالا به مسئلهای استراتژیک تبدیل شده است. ارائهدهندگان ابری متمرکز همچنان غالب هستند، اما بازارهای غیرمتمرکز میتوانند ظرفیت اضافی و احتمالاً قیمتهای رقابتیتری ارائه دهند.
این امر موقعیت روشنی برای آکاش در تقاطع DePIN، محاسبات ابری و زیرساختهای هوش مصنوعی ایجاد میکند.
مواردی که باید دنبال کرد
مهمترین معیار برای آکاش این است که آیا تقاضا برای محاسبات غیرمتمرکز همچنان رشد میکند یا خیر.
شبکه نیاز دارد نشان دهد که مشتریان تمایل دارند از زیرساختهای غیرمتمرکز برای کاربردهای معنادار استفاده کنند، نه صرفاً با آن آزمایش کنند. بنابراین، میزان استفاده از GPU، هزینههای شبکه، مشارکت ارائهدهندگان و تقاضای مکرر شاخصهای مهمی هستند.
آکاش همچنین با رقابت شرکتهای ابری متمرکز و سایر شبکههای محاسباتی غیرمتمرکز مواجه است. موفقیت بلندمدت این پروژه به این بستگی دارد که بتواند ترکیبی جذاب از قیمت، در دسترسبودن، عملکرد و قابلیت اطمینان ارائه دهد.
هوش مصنوعی میتواند محرک اصلی رشد باشد، اما بازار هنوز به سرعت در حال توسعه است. اگر محاسبات غیرمتمرکز بخش معناداری از پشته زیرساخت هوش مصنوعی شود، آکاش میتواند از این موقعیت بهرهمند شود. اما اگر ارائهدهندگان متمرکز همچنان بیشتر کاربردهای باارزش را در اختیار داشته باشند، فرصت رشد محدودتر خواهد بود.
۷. شبکه تتا (THETA)
عامل کاتالیزور: زیرساخت غیرمتمرکز ویدئو و محاسبات مرتبط با هوش مصنوعی.
نام پروژه: شبکه تتا
نماد معاملاتی: THETA
قیمت در حدود: ۰٫۱۳۷۴ دلار
ارزش بازار: در حدود ۱۳۷٫۵۱ میلیون دلار
شبکه تتا یک پلتفرم زیرساخت غیرمتمرکز است که بر تحویل ویدئو، رسانه و محاسبات متمرکز است. این شبکه به شرکتکنندگان اجازه میدهد تا از پهنای باند و منابع محاسباتی استفادهنشده خود کمک کنند و در توزیع محتوای دیجیتال حمایت نمایند.
چشمانداز گستردهتر این پروژه فراتر از پخش ویدئویی گسترش یافته است. تتا بهطور فزایندهای زیرساخت خود را برای هوش مصنوعی، محاسبات لبهای (Edge) و سایر کاربردهایی که به منابع محاسباتی توزیعشده نیاز دارند، موقعیتدهی کرده است.
کاری که شبکه تتا انجام میدهد:
-
تحویل غیرمتمرکز ویدئو: از پهنای باند توزیعشده برای پشتیبانی از تحویل محتوا استفاده میکند.
-
محاسبات لبهای (Edge Computing): به کاربران اجازه میدهد تا منابع محاسباتی خود را در اختیار شبکه قرار دهند.
-
زیرساخت هوش مصنوعی: محاسبات غیرمتمرکز را برای کاربردهای مرتبط با هوش مصنوعی بررسی میکند.
-
زیرساخت رسانهای: ابزارها و زیرساختهای لازم برای محتوای دیجیتال و سرگرمی را فراهم میکند.
مزیت اصلی تتا تمرکز آن بر یک مسئله زیرساختی خاص است: تحویل کارآمد حجم زیادی از رسانههای دیجیتال.
با افزایش کیفیت ویدئو و رشد تقاضا برای استریمینگ و محتوای دیجیتال، هزینههای تحویل محتوا و محاسبات میتواند قابل توجه شود. یک شبکه توزیعشده میتواند به کاهش وابستگی به زیرساختهای متمرکز کمک کند و در عین حال به شرکتکنندگان اجازه دهد تا از منابع استفادهنشده خود استفاده کنند.
گسترش به حوزههای هوش مصنوعی و محاسبات لبهای مسیر رشد دیگری را برای تتا فراهم میکند. این بازارها به منابع محاسباتی قابلتوجهی نیاز دارند که فرصتی را برای شبکههای غیرمتمرکز ایجاد میکند تا ظرفیت توزیعشده را گرد هم آورند.
چه چیزی را باید دنبال کرد
آیندهنگری بلندمدت تِتا به این بستگی دارد که آیا شبکه آن میتواند تقاضای معناداری را در هر دو حوزه رسانه و محاسبات ایجاد کند یا خیر.
این پروژه نیاز دارد ثابت کند که کسبوکارها و توسعهدهندگان تمایل دارند از زیرساخت آن بهصورت گسترده استفاده کنند. شراکتهای سازمانی و ادغامهای فنی میتوانند سیگنالهای مثبتی باشند، اما استفاده واقعی از شبکه و تقاضای مداوم مهمتر هستند.
ریسک اصلی رقابت است. تِتا در حوزه رسانه با شبکههای تحویل محتوای راسخ و در بازارهای محاسبات غیرمتمرکز هوش مصنوعی که بهسرعت شلوغتر میشوند، رقابت دارد. توانایی آن در ترکیب زیرساخت ویدیویی با محاسبات توزیعشده میتواند یک عامل تمایز باشد، اما شبکه باید نشان دهد که این موارد کاربردی میتوانند به فعالیت اقتصادی پایدار تبدیل شوند.
در مورد THETA، سرمایهگذاران باید استفاده از شبکه، پذیرش توسط شرکتها، تقاضا برای هوش مصنوعی و محاسبات لبهای، و رابطه بین رشد اکوسیستم و کاربرد توکن را دنبال کنند.
۸. گرس (GRASS)
عامل کاتالیزور: زیرساخت دادههای غیرمتمرکز برای اقتصاد هوش مصنوعی.
نام پروژه: گرس
نماد: GRASS
قیمت در حدود: ۰٫۳۶۸۲ دلار
ارزش بازار: در حدود ۲۳۲٫۷۰ میلیون دلار
گرس یک شبکه داده غیرمتمرکز است که برای جمعآوری و ساختاردهی دادههای عمومی وب به منظور توسعه هوش مصنوعی طراحی شده است. این پروژه قصد دارد پهنای باند اینترنت استفادهنشده را به زیرساختی توزیعشده برای جمعآوری داده تبدیل کند و به شرکتکنندگان اجازه دهد پهنای باند خود را در اختیار بگذارند و پاداش دریافت کنند.
نقش گرس در بخش DePIN با پروژههایی که بر روی محاسبات یا ذخیرهسازی فیزیکی تمرکز دارند، متفاوت است. گرس بر لایه داده تمرکز میکند و به یکی از منابعی هدف میگیرد که با نیاز مدلهای هوش مصنوعی به مجموعهدادههای بزرگتر و متنوعتر، اهمیت آن بیشتر شده است.
کار گرس:
-
جمعآوری داده بهصورت غیرمتمرکز: استفاده از یک شبکه توزیعشده برای جمعآوری دادههای عمومی وب.
-
زیرساخت داده هوش مصنوعی: ساختاردهی دادههایی که میتوان در توسعه و آموزش هوش مصنوعی استفاده کرد.
-
اشتراکگذاری پهنای باند: اجازه میدهد شرکتکنندگان پهنای باند اینترنت استفادهنشده خود را در اختیار بگذارند.
-
مالکیت داده: راههایی را بررسی میکند تا کاربران کنترل و شفافیت بیشتری نسبت به نحوه استفاده از دادههای ارائهشده خود داشته باشند.
فرضیه اصلی گرس بهطور مستقیم به رشد هوش مصنوعی مرتبط است. همانطور که شرکتهای هوش مصنوعی برای دستیابی به دادههای باکیفیت رقابت میکنند، زیرساختهایی که برای جمعآوری، تأیید و توزیع این دادهها استفاده میشوند میتوانند ارزشمندتر شوند.
رویکرد غیرمتمرکز همچنین یک جایگزین بالقوه برای سیستمهای متمرکز جمعآوری داده ایجاد میکند. با توزیع جمعآوری داده در یک شبکه از شرکتکنندگان، گراس (Grass) قصد دارد لایهای زیرساختی بسازد که بتواند با تقاضا مقیاسپذیر باشد و در عین حال به مشارکتکنندگان نقشی در اقتصاد شبکه بدهد.
نکات قابل توجه
سؤال کلیدی برای گراس این است که آیا شبکه داده آن میتواند منبعی پایدار از دادههای باکیفیت برای کاربردهای هوش مصنوعی باشد یا خیر.
رشد صرف شبکه کافی نیست. ارزش بلندمدت این پروژه به کیفیت و کاربردی بودن دادههایی که ارائه میدهد و همچنین تمایل کسبوکارها و توسعهدهندگان برای پرداخت هزینه دسترسی به آن دادهها بستگی دارد.
گراس همچنین با پرسشهای نظارتی و اخلاقی دربارهٔ جمعآوری دادههای وب مواجه است. نحوهٔ تأمین، پردازش و استفاده از دادهها توسط شرکتهای هوش مصنوعی همچنان یک مسئلهٔ مهم در سطح صنعت محسوب میشود.
سرمایهگذاران WAL باید تقاضای داده، مشارکت در شبکه، کیفیت داده، همکاریهای تجاری و توسعهٔ درآمد پایدار فراتر از انگیزههای مبتنی بر توکن را زیر نظر داشته باشند.
۹. والرس (WAL)
عامل کاتالیزور: ذخیرهسازی غیرمتمرکز داده برای کاربردهای هوش مصنوعی و وب۳.
نام پروژه: والرس
نماد معاملاتی: WAL
قیمت در حدود: ۰٫۰۳۰۴۶ دلار
ارزش بازار: در حدود ۷۴٫۷۷ میلیون دلار
والرس یک پروتکل غیرمتمرکز برای ذخیرهسازی و دسترسیپذیری داده است که برای پشتیبانی از اشیاء دادهای بزرگ و کاربردهایی طراحی شده که نیازمند دسترسی قابل اعتماد به اطلاعات هستند.
این پروژه حول این ایده ساخته شده که کاربردهای غیرمتمرکز به چیزی بیش از قراردادهای هوشمند نیاز دارند. با پیچیدهتر شدن کاربردهای وب۳، آنها همچنین به زیرساختهایی نیاز پیدا میکنند که بتوانند حجم زیادی از داده را بهصورت کارآمد ذخیره و ارائه کنند.
این امر تقاضای بالقوهای برای شبکههای ذخیرهسازی غیرمتمرکز ایجاد میکند که بتوانند جایگزینهایی برای زیرساختهای سنتی ابری (Cloud) ارائه دهند.
کاری که والرس انجام میدهد:
-
ذخیرهسازی غیرمتمرکز داده: اشیاء دادهای بزرگ را در یک شبکه توزیعشده ذخیره میکند.
-
دسترسیپذیری داده: به کاربردها کمک میکند تا هنگام نیاز به داده دسترسی پیدا کنند.
-
زیرساخت وب۳: قابلیتهای ذخیرهسازی را برای کاربردهای غیرمتمرکز فراهم میکند.
-
کاربردهای هوش مصنوعی و بارهای کاری دادهمحور: هدفگذاری کاربردهایی که نیازمند زیرساخت دادهای مقیاسپذیر هستند.
والرس بهویژه در روند کلی زیرساختها اهمیت دارد، زیرا کاربردهای هوش مصنوعی و وب۳ حجمهای فزایندهای از داده تولید میکنند.
مدلهای هوش مصنوعی، مجموعهدادهها، فایلهای رسانهای و سایر داراییهای دیجیتال ممکن است به ظرفیت ذخیرهسازی قابل توجهی نیاز داشته باشند. یک لایه ذخیرهسازی و دسترسی غیرمتمرکز میتواند گزینهای جایگزین برای زیرساختهای برنامههایی باشد که کنترل بیشتری بر دادههای خود میخواهند یا وابستگی کمتری به ارائهدهندگان متمرکز دارند.
چه چیزی را باید دنبال کرد
مهمترین سؤال درباره والروس این است که آیا توسعهدهندگان آن را به عنوان بخشی اساسی از برنامههای خود پذیرفته و استفاده خواهند کرد یا خیر.
ظرفیت ذخیرهسازی تنها زمانی ارزشمند است که تقاضای پایداری برای آن وجود داشته باشد. بنابراین والروس باید رشد در برنامههای فعال، دادههای ذخیرهشده، فعالیت بازیابی و پذیرش توسط توسعهدهندگان را نشان دهد.
این پروژه همچنین در بازاری بسیار رقابتی فعالیت میکند. فایلکوین، آرویو و سایر پروتکلهای ذخیرهسازی غیرمتمرکز از قبل گزینههای راسخی را ارائه میدهند، در حالی که ارائهدهندگان ابری متمرکز همچنان جایگاه محکمی دارند.
فرصت والروس در تمایز خود از طریق عملکرد، مقیاسپذیری، تجربه توسعهدهنده و توانایی پشتیبانی از برنامههای پرورش دادهمحور است.
در مورد WAL، مواردی مانند استفاده از شبکه، رشد برنامهها، تقاضای ذخیرهسازی، پذیرش توسط توسعهدهندگان و فعالیت اقتصادی مکرر را دنبال کنید.
۱۰. رندر (RENDER)
عامل کاتالیزور: زیرساخت غیرمتمرکز GPU برای هوش مصنوعی و محتوای دیجیتال.
نام پروژه: رندر
نماد: RENDER
قیمت در حدود: ۱٫۵۴ دلار
ارزش بازار: در حدود ۷۹۷٫۶۷ میلیون دلار
رندر یک شبکه غیرمتمرکز GPU است که کاربرانی که به منابع محاسباتی با عملکرد بالا نیاز دارند را با ارائهدهندگان GPU که ظرفیت آزاد دارند، به هم متصل میکند. این شبکه در ابتدا با تمرکز بر رندرینگ غیرمتمرکز برای گرافیکهای سهبعدی و افکتهای بصری محبوبیت پیدا کرد، اما موارد استفاده بالقوه آن با افزایش تقاضا برای هوش مصنوعی و سایر کارهای محاسباتی سنگین GPU گسترش یافته است.
با افزایش تقاضا برای منابع محاسباتی در توسعه هوش مصنوعی، شبکههای غیرمتمرکز GPU به عنوان یک منبع جایگزین ظرفیت، توجه بیشتری را به خود جلب کردهاند. رندر در تقاطع DePIN، زیرساخت هوش مصنوعی و تولید محتوای دیجیتال قرار دارد و بنابراین در معرض چندین روند فناوری مهم است.
رندر چه کاری انجام میدهد:
-
محاسبات غیرمتمرکز GPU: ارائهدهندگان GPU را با کاربرانی که به منابع محاسباتی نیاز دارند، به هم متصل میکند.
-
رندرینگ سهبعدی: از کارهای رندرینگ برای افکتهای بصری، انیمیشن و محتوای دیجیتال پشتیبانی میکند.
-
کارهای هوش مصنوعی: استفاده از GPUهای توزیعشده را برای محاسبات مرتبط با هوش مصنوعی گسترش میدهد.
-
بازار GPU: شبکهای غیرمتمرکز برای دسترسی به ظرفیت محاسباتی و مشارکت در آن ایجاد میکند.
دیدگاه صعودی رندر حول تقاضای رو به رشد برای پردازندههای گرافیکی (GPU) شکل گرفته است. شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی، خالقان محتوا و توسعهدهندگان همگی به مقادیر فزایندهای از قدرت محاسباتی نیاز دارند، در حالی که عرضه GPUها همچنان یک محدودیت زیرساختی بحرانی محسوب میشود.
با ایجاد یک بازار توزیعشده برای منابع GPU، رندر هدف دارد ظرفیتهای محاسباتی استفادهنشده را در اختیار مشتریانی قرار دهد که به آن نیاز دارند. این امر نقش روشنی را برای شبکه در بخش گستردهتر DePIN تعیین میکند و همزمان آن را به روایت در حال گسترش زیرساختهای هوش مصنوعی متصل میسازد.
موقعیت تثبیتشده این پروژه در حوزه رندرینگ غیرمتمرکز مزیت بالقوه دیگری محسوب میشود. رندر به جای ورود از صفر به بازار محاسبات هوش مصنوعی، پایهای موجود دارد که حول کارهای محاسباتی سنگین GPU شکل گرفته است.
نکات قابل رصد
سؤال کلیدی درباره رندر این است که آیا تقاضا برای شبکه GPU آن میتواند فراتر از رندرینگ سنتی گسترش یابد و وارد حوزههای هوش مصنوعی و سایر کارهای محاسباتی با رشد بالا شود یا خیر.
هوش مصنوعی میتواند بهطور چشمگیری بازار هدف زیرساختهای غیرمتمرکز GPU را گسترش دهد، اما رقابت نیز در حال تشدید است. رندر باید با ارائهدهندگان ابری متمرکز و سایر شبکههای غیرمتمرکز GPU برای جذب کارهای محاسباتی که به محاسبات قابل اعتماد و با عملکرد بالا نیاز دارند، رقابت کند.
بنابراین سرمایهگذاران باید بر مواردی مانند میزان استفاده از GPU، تقاضای شبکه، رشد کارهای محاسباتی مرتبط با هوش مصنوعی، فعالیتهای رندرینگ و حجم فعالیت اقتصادی واقعی که از طریق شبکه جریان دارد، تمرکز کنند.
فرضیه بلندمدت زمانی قویتر میشود که رندر بتواند نشان دهد زیرساختهای GPU آن برای طیف گستردهتری از کارهای محاسباتی مورد استفاده قرار میگیرد و تقاضا بهصورت مستقل از انگیزههای مبتنی بر توکن، همچنان در حال گسترش است.
نکات قابل رصد در سراسر بخش DePIN در سال ۲۰۲۶
بخش DePIN وارد مرحلهای مهمتر از توسعه شده است. پروژههای اولیه نشان دادند که انگیزههای بلاکچینی میتوانند منابع فیزیکی و دیجیتال توزیعشده را هماهنگ کنند. چالش بعدی این است که ثابت شود این شبکهها میتوانند تقاضای پایداری فراتر از پاداشهای توکنی ایجاد کنند.
چندین موضوع میتواند بخش را در ماههای آینده شکل دهد.
زیرساختهای هوش مصنوعی
هوش مصنوعی همچنان یکی از قویترین محرکهای رشد بالقوه برای DePIN محسوب میشود. آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی به مقادیر قابل توجهی از قدرت محاسباتی، داده و ذخیرهسازی نیاز دارد. پروژههایی مانند بیتتنسور (Bittensor) و آکاش (Akash) حول هوش و محاسبات غیرمتمرکز موقعیتیابی شدهاند، در حالی که گرس (Grass) بر لایه دادهای که توسعه هوش مصنوعی را پشتیبانی میکند، تمرکز دارد.
تفاوت کلیدی بین پروژههایی خواهد بود که صرفاً از روایت هوش مصنوعی بهره میبرند و آنهایی که میتوانند تقاضای واقعی از سوی توسعهدهندگان و کسبوکارهای هوش مصنوعی را اثبات کنند.
رایانش ابری غیرمتمرکز
با پیچیدهتر شدن کاربردهای هوش مصنوعی، تقاضا برای منابع رایانشی همچنان در حال رشد است. شبکههای ابری غیرمتمرکز میتوانند ظرفیت اضافی فراهم کنند و کاربران را به ارائهدهندگان توزیعشده متصل نمایند.
با این حال، رایانش غیرمتمرکز باید نه تنها از نظر قیمت، بلکه در زمینههای دیگری مانند قابلیت اطمینان، عملکرد، دسترسی جغرافیایی و سهولت استفاده با زیرساختهای ابری متمرکز رقابت کند. این عوامل تعیینکننده این خواهند بود که آیا این شبکهها میتوانند کارهای معناداری را جذب کنند یا خیر.
ذخیرهسازی و دسترسی به داده
رشد هوش مصنوعی و وب۳ تقاضا برای ذخیرهسازی داده و دسترسی به آن را نیز افزایش میدهد. فایلکوین (Filecoin) و والرس (Walrus) از جمله پروژههایی هستند که این لایه زیرساختی را هدف قرار دادهاند، در حالی که بخش گستردهتر این صنعت به دنبال راههایی برای دسترسیپذیرتر کردن ذخیرهسازی غیرمتمرکز برای توسعهدهندگان است.
احتمالاً مهمترین معیار، تقاضا خواهد بود نه ظرفیت خام. یک شبکه با ظرفیت ذخیرهسازی نظری بالا اما استفاده محدود، ممکن است پایه اقتصادی ضعیفتری نسبت به شبکهای کوچکتر با مشتریان پرداختکنندهٔ ثابت داشته باشد.
پرداختهای دنیای واقعی
پروژههایی مانند زبِک (Zebec) جنبهٔ دیگری از فرصت DePIN را برجسته میکنند: زیرساختهای مالی.
سیستمهای پرداخت مبتنی بر بلاکچین میتوانند پرداختهای جهانی را سریعتر و قابل برنامهریزیتر کنند، اما پذیرش آنها به این بستگی دارد که کاربران این محصولات را واقعاً مفید بدانند. موفقیت پروژههای DePIN متمرکز بر پرداخت احتمالاً به فعالیت واقعی تراکنشها، پذیرش محصول و سازگاری با مقررات بستگی خواهد داشت.
تحول از انگیزهها به تقاضا
شاید مهمترین موضوع در سراسر DePIN، گذار از رشد مبتنی بر توکن به رشد مبتنی بر تقاضا باشد.
انگیزههای اولیه میتوانند با پاداش دادن به افراد برای مشارکت منابع، به راهاندازی شبکه کمک کنند. اما با بلوغ این بخش، قویترین پروژهها باید نشان دهند که مشتریان تمایل دارند برای خدمات ارائهشده توسط این شبکهها پرداخت کنند.
این بدان معناست که سرمایهگذاران باید فراتر از موارد زیر نگاه کنند:
-
قیمت توکن
-
ارزش بازار
-
تعداد شرکتکنندگان شبکه
-
توزیع توکن
در عوض، باید موارد زیر را نیز بررسی کنند:
-
مشتریان پرداختکننده
-
درآمد و هزینههای شبکه
-
استفاده از منابع
-
تقاضای مکرر
-
فعالیت توسعهدهندگان
-
همکاریهای دنیای واقعی
-
اقتصاد توکن پایدار
رشد قیمت توکن میتواند توجه را جلب کند، اما تقاضای پایدار است که ارزش بلندمدت شبکههای زیرساختی را رقم میزند.
نتیجه نهایی
DePIN در حال تحول از یک بخش آزمایشی رمزنگاری به یک روایت گستردهتر دربارهٔ زیرساختهاست که هوش مصنوعی، رایانش، ذخیرهسازی، داده، پرداختها و ارتباطات را در بر میگیرد.
پروژههایی که در سال ۲۰۲۶ ارزش دنبالکردن دارند، لزوماً آنهایی نیستند که بزرگترین جوامع یا انگیزههای توکنی پرخاشگرانهتری دارند. بلکه آنهایی هستند که میتوانند ارتباطی شفاف بین زیرساخت غیرمتمرکز و تقاضای واقعی نشان دهند.
بیتتنسور (Bittensor) حول هوش ماشینی غیرمتمرکز در حال ساخت است. آکَش (Akash) بازار رو به رشد محاسبات توزیعشده را هدف قرار داده است. فایلکوین (Filecoin) و والرس (Walrus) بر زیرساخت دادههای غیرمتمرکز متمرکز هستند، در حالی که گراس (Grass) نیازهای دادهای اقتصاد هوش مصنوعی را هدف گرفته است. سایر پروژهها از جمله زیبِک (Zebec)، بیتتورنت (BitTorrent) و تتا (Theta) از طریق پرداختها، توزیع محتوا و زیرساخت لبهای (edge infrastructure) به این حوزه نزدیک شدهاند.
بزرگترین فرصت DePIN همان بزرگترین چالش آن نیز هست: اثبات این که شبکههای غیرمتمرکز میتوانند از نظر عملکرد، هزینه، قابلیت اطمینان و کاربرپسندی با زیرساختهای متمرکز رقابت کنند.
بنابراین، برای معاملهگران و سرمایهگذاران مهمترین سؤال این نیست که کدام توکن DePIN بعدی ممکن است رشد کند، بلکه این است که کدام شبکهها در حال ساخت زیرساختی هستند که مردم واقعاً از آن استفاده خواهند کرد.
این تمایز میتواند با بلوغ بخش DePIN تا سال ۲۰۲۶ اهمیت بیشتری پیدا کند.
این مقاله تنها برای اهداف اطلاعاتی است و مشاوره مالی محسوب نمیشود. همیشه قبل از تصمیمگیری تحقیقات خود را انجام دهید (DYOR).
نحوه خرید ارز دیجیتال در Toobit
برای خرید ارز دیجیتال در Toobit، یک حساب کاربری ایجاد کنید، فرآیند تأیید هویت را کامل کنید و به بخش «خرید ارز دیجیتال» (Buy Crypto) بروید. ارز دیجیتال مورد نظر خود را انتخاب کنید، روش پرداخت را مشخص کنید و خرید خود را تأیید نمایید. پس از تکمیل تراکنش، داراییهای شما در حساب اسپات (Spot Account) شما نمایش داده خواهد شد.
تبریک! اکنون میدانید چگونه در Toobit ارز دیجیتال بخرید.

