کره جنوبی به آوردن اوراق بهادار توکنیزهشده به نظام مالی سنتی خود نزدیکتر میشود و هانوا از هماکنون برای این تغییر آماده میشود.
گزارشها حاکی از آن است که این گروه مالی در حال توسعه پلتفرمی برای اوراق بهادار توکنیزهشده است که در کنار زیرساختهای بلاکچینی سازمانی مانند Hyperledger Besu، از Avalanche نیز پشتیبانی میکند. زمانبندی اهمیت دارد، زیرا چارچوب مقرراتی کره جنوبی برای اوراق بهادار توکنیزهشده قرار است از ۴ فوریه ۲۰۲۷ اجرایی شود.
در نگاه اول، این خبر ممکن است نمونه دیگری از پذیرش فناوری بلاکچین توسط یک نهاد بزرگ به نظر برسد. بااینحال، برای معاملهگران، پرسشهای مفیدتر در پسِ این تیتر قرار دارند.
دقیقاً چه چیزی توکنیزه میشود؟ چه کسانی میتوانند این داراییها را معامله کنند؟ مالکیت و تسویه چگونه انجام خواهد شد؟ و آیا استفاده از Avalanche لزوماً به افزایش تقاضا برای AVAX منجر میشود؟
این تمایزها میتوانند به معاملهگران کمک کنند بفهمند توکنیزهسازی واقعاً در کجا ممکن است بازارهای مالی را تغییر دهد و در کجا روایتهای آشنای کریپتو ممکن است از شواهد موجود جلو بزنند.
کره جنوبی واقعاً برای توکنیزه کردن چه چیزی آماده میشود
اوراق بهادار توکنیزهشده از زیرساخت بلاکچین برای نمایش حقوق مرتبط با داراییهای مالی استفاده میکنند. بااینحال، قرار دادن این حقوق روی زنجیره، این واقعیت را تغییر نمیدهد که ابزارهای زیربنایی همچنان اوراق بهادار هستند.
این تمایز در کره جنوبی اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
طبق نقشه راه کمیسیون خدمات مالی در سپتامبر ۲۰۲۶، چارچوب قانونی این کشور برای اوراق بهادار توکنیزهشده قرار است از ۴ فوریه ۲۰۲۷ اجرایی شود.
مرحله نخست گروه مشخصی از ابزارها را پوشش میدهد؛ از جمله صندوقهای بازار پول خصوصی نهادی، اوراق قرضه شرکتی با عرضه خصوصی، سهام ثبتنشده با ساختار امانی و اوراق بهادار سرمایهگذاری کسری با عرضه عمومی.
مشارکت سرمایهگذاران خرد نیز با محدودیتهایی همراه خواهد بود. این نقشه راه سقف پذیرهنویسی را برابر با کمترین مقدار میان ۳۰ میلیون وون کره جنوبی یا ۵٪ از یک انتشار تعیین میکند و همچنین سقف خرید خالص سالانه ۱۰۰ میلیون وون کره جنوبی را برای معاملات خارج از بورس در نظر میگیرد.
این جزئیات، اجرای طرح را از روایت کلیِ «توکنیزهسازی در راه است» ملموستر میکنند. تاریخ مشخصی وجود دارد، گروه اولیه ابزارهای واجد شرایط تعیین شده و محدودههای مشارکت نیز تعریف شدهاند.
آنها همچنین نشان میدهند که چرا معاملهگران باید در استفاده از واژه «توکنیزهشده» احتیاط کنند. وجود یک اوراق بهادار روی زیرساخت بلاکچین، خودبهخود به این معنا نیست که آن اوراق مانند یک رمزارز معمولی آزادانه معامله خواهد شد.
وقتی یک اوراق بهادار به زنجیره منتقل میشود، واقعاً چه چیزی تغییر میکند؟
اوراق بهادار سنتی برای ثبت مالکیت، انتقال داراییها، پردازش تراکنشها و تسویه معاملات به سامانهها متکی هستند.
توکنیزهسازی میتواند بخشی از این فرایندها را به زیرساخت بلاکچین منتقل کند.
یک توکن میتواند نمایانگر مالکیت یا ادعای قانونیِ بهرسمیتشناختهشده دیگری باشد، در حالی که قراردادهای هوشمند ممکن است به خودکارسازی قواعد مربوط به انتشار، انتقال، توزیع یا تسویه کمک کنند. معاملهگرانی که با این سازوکار آشنا نیستند، میتوانند با نحوه کار قراردادهای هوشمند.
اما بلاکچین تنها یکی از لایههاست.
یک اوراق قرضه شرکتی توکنیزهشده همچنان به ناشر نیاز دارد. یک صندوق توکنیزهشده نیز همچنان به داراییهای پشتوانه نیازمند است. سرمایهگذاران همچنان به حقوقی با تعریف روشن نیاز دارند و نهادهای ناظر ممکن است همچنان تعیین کنند چه کسانی میتوانند این اوراق بهادار را خریداری کنند و در کجا میتوان آن را منتقل کرد.
این یعنی معاملهگران باید فراتر از این موضوع را بررسی کنند که آیا یک دارایی آنچین است یا نه. این توکن از نظر قانونی نمایانگر چیست؟ چه کسی دارایی زیربنایی را نگهداری میکند؟ آیا میتوان آن را بازخرید کرد؟ در کجا میتوان آن را منتقل کرد؟ و اگر زیرساخت فنی یا مالی دچار اختلال شود، چه اتفاقی میافتد؟
این پرسشها تعیین میکنند که آیا توکنیزهسازی چیزی فراتر از فناوری مورد استفاده برای ثبت و جابهجایی یک دارایی را تغییر میدهد یا نه.
چرا آوالانچ تنها بخشی از ماجراست
گزارشهای مربوط به استفاده هانوا از آوالانچ، بهطور طبیعی AVAX را وارد این بحث میکند.
اما گزارش شده است که هانوا همچنین با زیرساختهای سازمانی مانند Hyperledger Besu همکاری میکند. این رویکرد چندشبکهای سرنخ مفیدی درباره چگونگی توسعه توکنیزهسازی قانونمند ارائه میدهد.
مؤسسات مالی لزوماً نیازی ندارند که هر بخش از یک اوراق بهادار توکنیزهشده بهصورت عمومی روی یک بلاکچین واحد فعالیت کند.
برخی کارکردها ممکن است به محیطهای دارای مجوز نیاز داشته باشند که دسترسی به آنها فقط برای مشارکتکنندگان تأییدشده محدود است. برخی دیگر ممکن است از زیرساخت بلاکچین عمومی و قابلیت برنامهپذیری آن بهرهمند شوند.
نتیجه میتواند ساختار بازاری باشد که فناوری بلاکچین را با بسیاری از کنترلهای آشنا در امور مالی سنتی ترکیب میکند.
این موضوع اهمیت دارد، زیرا «آنچین» و «بدون نیاز به مجوز» مترادف نیستند. یک بلاکچین ممکن است زیرساخت انتقال یک دارایی را فراهم کند، در حالی که مقررات، الزامات هویتی و قواعد بازار تعیین میکنند چه کسانی واقعاً میتوانند از آن زیرساخت استفاده کنند.
آیا استفاده هانوا از آوالانچ به معنای افزایش تقاضا برای AVAX است؟
لزوماً نه.
در ساعت ۰۸:۰۷ بهوقت UTC در ۷ سپتامبر ۲۰۲۶، CoinMarketCap آوالانچ را در رتبه ۲۶ قرار داد و AVAX با قیمتی حدود ۷٫۷۹ دلار معامله میشد. ارزش بازار آن تقریباً ۳٫۳۶ میلیارد دلار بود، عرضه در گردش نزدیک به ۴۳۱٫۸ میلیون AVAX قرار داشت و حجم معاملات ۲۴ساعته حدود ۳۴۹٫۸ میلیون دلار بود.
این ارقام بازار نقدشونده AVAX را توصیف میکنند. آنها تقاضا برای پلتفرم برنامهریزیشده هانوا برای اوراق بهادار توکنیزهشده را اندازهگیری نمیکنند.
پذیرش زیرساخت و تقاضا برای توکن بومی یک شبکه پرسشهای مرتبطی هستند، اما لزوماً یکسان نیستند. یک مؤسسه میتواند بلاکچینی را بهدلیل ویژگیهای فنی آن انتخاب کند، بدون اینکه فشار خرید متناسبی برای دارایی بومی آن ایجاد شود.
عکس این موضوع نیز صادق است. افزایش قیمت یا حجم معاملات AVAX بهتنهایی ثابت نمیکند که اوراق بهادار توکنیزهشده هانوا سرمایهگذاران را جذب کردهاند.
شواهد مفیدتر شامل اوراق بهادار مشخصی است که منتشر شدهاند، ارزش داراییهای توکنیزهشده، مشارکتکنندگان واجد شرایط، فعالیت تسویه و عمق بازار ثانویه میشود.
تا زمانی که این شاخصها پدیدار نشوند، برنامههای توکنیزهسازی هانوا و بازار AVAX روایتهایی مرتبط، اما معیارهایی غیرقابلجایگزین برای پذیرش هستند.
توکنیزهسازی بهخودیخود نقدشوندگی ایجاد نمیکند
انتقال یک اوراق بهادار به زیرساخت بلاکچین، بهطور خودکار آن را نقدشونده نمیکند.
یک دارایی توکنیزهشده ممکن است کارآمدتر تسویه شود یا انتقال آن میان مشارکتکنندگان تأییدشده آسانتر باشد، اما همچنان باید خریداران و فروشندگانی وجود داشته باشند که مایل به معامله آن باشند.
یک اوراق قرضه شرکتی توکنیزهشده را در نظر بگیرید. سابقه مالکیت آن میتواند روی زنجیره جابهجا شود و تسویه نیز خودکارتر شود. اما اگر تنها گروه کوچکی از سرمایهگذاران واجد شرایط نگهداری این اوراق باشند و تعداد کمی از آنها بخواهند معامله کنند، بازار ثانویه آن همچنان میتواند کمعمق باشد.
همین مشکل درباره کشف قیمت نیز صدق میکند.
یک توکن ممکن است از نظر فنی خارج از ساعات سنتی بازار قابل انتقال باشد، در حالی که دارایی پایه، ناشر یا زیرساخت مالی پشتیبان آن تحت شرایط متفاوتی فعالیت میکند. بنابراین معاملهگران باید نهتنها بدانند توکن چگونه جابهجا میشود، بلکه بدانند قیمت آن از کجا میآید و چه میزان نقدشوندگی پیرامون آن قیمت وجود دارد.
این موضوع از همان اصل اساسی در درک سفارشهای بازار و سفارشهای محدودپیروی میکند. امکان ثبت سفارش، وجود نقدشوندگی کافی برای اجرای آن با قیمت مورد انتظار را تضمین نمیکند.
زیرساخت بلاکچین میتواند نحوه عملکرد یک بازار را تغییر دهد. اما نمیتواند بهتنهایی خریداران و فروشندگان ایجاد کند.
قوانین میتوانند بهاندازه فناوری اهمیت داشته باشند
معاملهگران رمزارز به داراییهایی عادت دارند که اغلب میتوانند مستقیماً بین کیفپولها جابهجا شوند. اوراق بهادار توکنیزهشده تحت نظارت میتوانند بهطور چشمگیری متفاوت عمل کنند.
ممکن است انتقالها فقط میان مشارکتکنندگان تأییدشده انجام شوند. برخی سرمایهگذاران ممکن است با محدودیتهای خرید روبهرو شوند. برخی اوراق بهادار نیز شاید فقط از طریق بسترها یا واسطههای مورد تأیید معامله شوند. قراردادهای هوشمند همچنین میتوانند به اجرای مستقیم محدودیتها در سطح تراکنش کمک کنند.
محدودیتهای خُردهفروشی برنامهریزیشده کره جنوبی این تفاوت را نشان میدهد.
یک بلاکچین ممکن است از نظر فنی توانایی انتقال یک دارایی را داشته باشد، اما چارچوب قانونی تعیین میکند که آیا چنین انتقالی مجاز است یا خیر.
برای معاملهگران، این موضوع دو پرسش را ایجاد میکند که باید از هم جدا شوند: فناوری چه کاری میتواند انجام دهد و مشارکتکنندگان از نظر قانونی چه کاری میتوانند با آن انجام دهند؟
این تمایز، با انتقال داراییهای مالی سنتی به زیرساختی که در اصل با بازارهای باز رمزارز مرتبط بوده، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
با نزدیک شدن فوریه ۲۰۲۷، معاملهگران باید مراقب چه چیزهایی باشند؟
برنامههای Hanwha سه بخش از توکنیزهسازی را که اغلب جداگانه بررسی میشوند، کنار هم قرار میدهد: یک مؤسسه مالی باسابقه، زیرساخت بلاکچین و یک چارچوب نظارتی مشخص.
گام بعدی این است که ببینیم آیا این اجزا به بازارهای فعال و کارآمد تبدیل میشوند یا نه.
کدام اوراق بهادار واقعاً منتشر میشوند؟ چه کسانی میتوانند آنها را بخرند؟ کجا میتوان آنها را معامله کرد؟ نگهداری آنها چگونه انجام میشود؟ دارندگان توکن چه حقوقی دریافت میکنند؟ آیا داراییها میتوانند بازخرید شوند یا میان بسترهای مورد تأیید انتقال یابند؟ و آیا نقدشوندگی معناداری در بازار ثانویه شکل میگیرد؟
جزئیات رسمی راهاندازی، بیش از ادعاهای کلی درباره پذیرش اهمیت خواهند داشت.
معاملهگران همچنین باید میان عملیاتی بودن فنی یک پلتفرم و فعال شدن اقتصادی بازارهای آن تفاوت قائل شوند. یک سامانه توکنیزهسازیِ فعال با انتشار اندک یا معاملات ثانویه محدود، داستانی متفاوت از سامانهای دارد که حجم قابلتوجهی از تسویه را در چندین محصول پردازش میکند.
در این مرحله، سنجش میزان پیشرفت بازار اوراق بهادار توکنیزهشده کره جنوبی آسانتر خواهد شد.
توکنیزهسازی مسیرهای اجرایی را تغییر میدهد، نه مبانی را
ابتکار Hanwha در Avalanche نشان میدهد که فناوری بلاکچین چگونه میتواند بدون تبدیل اوراق بهادار سنتی به داراییهای معمولی رمزارزی، به بخشی از زیرساخت مالی قانونگذاریشده تبدیل شود.
ممکن است مسیرهای تسویه تغییر کنند. ثبت سوابق مالکیت میتواند برنامهپذیرتر شود. برخی فرایندها نیز شاید آسانتر خودکار شوند.
اما مبانی یک دارایی مالی از بین نمیروند.
معاملهگران همچنان باید بدانند چه چیزی را مالک هستند، چه کسی پشتوانه آن است، چه حقوقی فراهم میکند، نقدشوندگی از کجا میآید و چه قوانینی تعیین میکنند که آیا میتوان آن را خرید، فروخت، منتقل یا بازخرید کرد.
به همین دلیل است که چارچوب در حال تدوین کرهٔ جنوبی، فراتر از تیترهای مربوط به آوالانچ، ارزش پیگیری دارد.
آزمون معنادارتر زمانی فراخواهد رسید که این قوانین اجرایی شوند و محصولات واقعی به بازار راه پیدا کنند. آن زمان معاملهگران میتوانند وعدهٔ اوراق بهادار توکنیزهشده را با نحوهٔ عملکرد این بازارها در عمل مقایسه کنند.
